خرید بک لینک

میخوام از اتفاقات امروز بنویسم.. دلم میخواد صاف و صادق و روان همه حرفهام رو بیارم رو صفحه اما بر عکس همیشه که عطش نوشتن دارم.. حس نوشتن ندارم..! کلمات و جملات آن قدر در ذهنم به هم ریخته اند که از پی هم نمی آیند.. اصلا به قلم نمی آیند.. دنیای واژگان ذهنم آنقدر به هم ریخته است که واژه ها و حرفها و کلمات جای خود را گم کرده اند.. آشفته اند.. چون خودم آشفته ام.. به هم ریخته ام.. در همم.. جمله ای افتاده بر جانم و آتش می زند بر جانم.. تا وقتی پرچم اسلام را در افق نصب نکردی حق نداری استراحت کنی... و من امروز شرمنده ی این جمله ام..

#یا-ستارالعیوب

#الهـــی-شکــر

+ نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ساعت 19:29 توسط ستاره |

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 20:13

صفحه بندی